لحظه ایی درنگ...
لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید و نظر خود را ثبت نمایید
در صورتی که مایل به همکاری هستید لطفا اطلاع دهید
لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید و نظر خود را ثبت نمایید
در صورتی که مایل به همکاری هستید لطفا اطلاع دهید
زينت عرش خدا بود و به ويرانه شكست
ناگهان از سر فردوس برين مستي رفت
حوض كوثر به زمين خورده و پيمانه شكست
فاطمه دور علي گرم طواف خود بود
شمع افتاد زمين و پرِ پروانه شكست
يكي از دست عدو خورد و يكي از ديوار
گوشواره نه فقط ، دست و سر و شانه شكست
***
ضربهاي آمد و محتاج كنيزانش كرد
لحظهاي كه نفسش رفت و درِ خانه شكست
گره انداخته آتش به سر مويش اگر
لاي گيسوي پريشان شدهاي شانه شكست
پاي عشقش به علي دار و ندارش را داد
فاطمه پاي علي ماند كه مردانه شكست
بوي يك ياس بهشتي همه جا را پُر كرد
شيشهي عطر خدا بود و غريبانه شكست
هیچ عیبی ندارد! اصلا ناراحت نشوید! فقط دوباره یه سری آدم های از خدا بی خبر،
آمده اند و دارند به مقدساتمان توهین می کنند! هیچ ناراحت نشدید! اصلا انگار باب
شده بعد از پخش یه سری سریال یا تیزر تلویزیونی که نمی دانم از عمد یا غیر عمده
که با اسم های مشخصی پخش و انتخاب می شوند، کلمات و تکه کلام هایی بر سر
زبان ها می افتد و آنها هم که منتظر همچنین موقعیت هایی هستند، سوء استفاده
می کنند. نمونه اش را هم چند سال است داریم می بینیم و سکوت می کنیم و
خیلی وقتا هم خودمان در پیامک ها و جک هایمان به کار می بریم. اما گویا که جزئی
از اعتقاداتمان است و ...
برای مثال استفاده بد از لفظ "غضنفر". غضنفر از القاب امیرالمومنین (ع) است. و یا
می گوئیم: خطرناکه حَسن ... جواد بازی در نیار دیگه ... خودت رو به کوچه علی چپ
نزن ... نقی بُریم مشهد ... و غیره.
از این عبارات قبلی که بگذریم، اما چند وقتی است که در شبکه های اجتماعی مانند
فیس بوک و غیره شاهد صفحه ای هستیم با عنوان "کمپین یادآوری امام نقی به
شیعیان" با نمایه مسخره آمیز و بسیار زننده و یادداشت هائی که برخاسته از
اعتقادات شیعیان اما با حرف های تمسخرآمیز درآورده شده است، و با بیش از
1770 نفر عضو که خیلی هم فعال هستند.
جالب اینجاست که درباره صفحه اینطور نوشته اند: این صفحه به طنز اختصاص دارد.
لطفا از هرگونه فحاشی به خصوص به ملیت ها و نژادها خودداری فرمایید.
دوستان، تا کی می خواهیم ساکت بنشینیم و دست روی دست بگذاریم؟! هنوز
وقت آن نرسیده که غیرتمان به جوش آید؟! آیا من و شما شیعه نیستیم؟! براستی
شیعه هستیم و اعتقاداتمان برایمان محترم است؟! آیا حاضریم کسی به پدر و
مادرمان توهین کند؟! یعنی اگر اینطور شود خیلی آرام می گوییم: "زشته! به پدرم
حرف زشت نزنید! حرف بد نزنید ..." یا اینکه در مقابل توهین کننده می ایستیم و
مبارزه می کنیم؟!
اینجاست که غربت امام هادی مشخص می شود! چند سال پیش دشمنان مزار و
حرم را تخریب کردند و اکنون هم اینگونه در بین شیعیانش هم غریب است! تا کی
باید سکوت کنیم و ساده نگاه کنیم؟!
می شود وبلاگ زد، بسم الله حمایت کنید. تا دیر نشده طراحی کنید، پوستر
بکشید، طرح بزنید، دستی بر قلم ببرید. دارند دین و اعتقاداتمان را می گیرند! تو رو
بخدا یه حرکتی کنید، حرفی بزنید، چیزی بگویید. ساده نگذرید! به پیامبر توهین
کردند ... قرآن را آتش زدند ... پرچم ارباب را سوزاندند ... بس نیست ... این همه
دل من و تو شور کار و زندگی را می زند. کمی هم به فکر دین و مذهبت باشید!
ساده و زودگذر نباشید ... شمایی که اهل دین و مذهب هم نیستید، تو رو بخدا
می پسندید که به اعتقاداتتان توهین کنند؟!
کاش در حد امکان مسئولان قضائی و اطلاعاتی کشور حرفی بزنند و در مقابل این
هجمه بی فرهنگی در کشوری که پسوند اسلامی دارد، بایستند و بی تفاوت نباشند.
در ضمن قسمتی از این بلاک از امروز به بعد نذر امام علی النقی علیه السلام شد
شما می توانید قسمتی از بلاگ خود را به اهل بیت خصوصا امام هادی علیه السلام
اختصاص دهید
در صورت انجام این کار ، آدرس وبلاگ خود را به
30005388388388
ارسال نمایید
لطفا اطلاع رسانی نمایید.
داستانی عجیب از انسانی عجیب
از ابوالقاسم قشيرى نقل شده:
در باديه زنى را تنها ديدم. گفتم: كيستى؟ جواب داد:
وارد کافی نت شد.
ردیف آخر، درست جایی نشست که مانیتورش را هیچ کس نبیند.
میخواست آدرس را بنویسد که نگاهش افتاد به وبکم کوچک روبرویش.
انگار که زل زده باشد به چشمانش.
دیگر نمیتوانست فکر نکند به اینکه شاید «کسی او را میبیند».
برخاست.
-" آقا حساب ما چقد میشه؟ "
-الم یعلم بان الله یری/سوره علق/آیه ۱۴
***پینوشت :
1- یه چیزه که تمام تلاشهای سخت و جانکاه آدمو بر باد میده. خودبینی+خودنمایی+خودپرستی+.خودخواهی...
این مطلب رو از وبلاگ پابسته ؛ داستان های خیلی کوتاه - عین. میم کپی برداشتم حتما سر بزنید.
ابلیس پشت چراغ قرمز (داستانک) 
طوري دو هزار توماني را به سمت پيرزن بيچاره دراز كرد كه تمام ماشين هاي آن دور و بر كار خيرش را ببينند .
- : چه خوب كه صداي خنده ي از ته دل منو نمي شنوه وگرنه حتما يكي دو سالي به خاطر اين كارش مشغول توبه مي شد ...

پیامکی که همان لحظه برایش آمد را خواند.
دوستی برایش نوشته بود : " حضرت لقمان : پسرم هنگامی که اراده ی گناه کردی به جایی برو که خدا تو را نبیند . *"
مانده بود CD و کامپیوترش را کجا ببرد ؟!!
«بسماللهالرحمنالرحیم»
...خاکبازی
قایمباشکبازی.
رفیقبازی.
درسبازی.
زنوشوهربازی.
بچهبازی.
نوهبازی.
خاکبازی!
***
«اینزندگیدنیا،چیزیجزسرگرمیوبازینیست؛ وزندگیواقعی، سرایآخرتاست، اگرمیدانستند!»
***
پـــینوشـــــت :
- باید خیلی حواسمون به بازیمون باشه...
- راستی «وبلاگبازی» جا افتاد?!
- حتما رو آیه شریف کلیک کنید
برگشت (داستانک)
مرد جوان داغان بود. میخواست دق کند از غصه.
مایوسانه از آنها خواست تا مهلتی دهند و بار دیگر به دنیا بازش گردانند شاید عملی صالح انجام دهد.
برای دلخوشیاش اندکی با هم مشورت کردند. میخواستند جواب همیشگی را بدهند که ....
که مرد از خواب پرید.
جوابش را گرفته بود؛ از آن شب، حتی آنی را از دست نمیداد، دیگر لحظهای از کار، دست بر نمیداشت...
***
كاش هنگامى را كه مجرمان پيش پروردگارشان سرهاشان را به زير افكندهاند مىديدى [كه مى گويند:] پروردگارا ديديم و شنيديم ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم چرا كه ما يقين داريم
***
پی نوشـــــت :
-این داستانک ها، هیچ ربطی به حال و روز امروز من نداره. شاید هم با دیروز و فردام. گفتم که فردا خدا خفتمو نگیره...
-این لینک رو هم میتوید ببینید،حتما : ورشکسته فکری
- روی آیه شریفه کلیک کنید.
نامهاي قرآن کریم
نفـــــــحســه اي از حســن كتــــاب خــــــدا مـــيشـــــــود از مَنْقَبَـــــتَش بــــــَـــر مـــــــــَلا
اســــــم و لقـــب گــــــــرچــــه ورابيشُمـــار (پنجـــــــــاه) تــــــــا...
طنین عشق
هر سوره آن طنين عشق است و بهار
هر جا قسم زمين و ليل است و نهار
راهي است فراسوي...
سیلمان و موریانه
خبرهایی از ارتباط جن با انسان میشنیدیم.هر چند عقل موریانه بسیار کوچک است، ولی میفهمیدیم که جن...
گل قرآن
شـــب از چشمـــان سبـــز بـــــاغ پـر زد
سحـــر عطــــر اذان پـــاشيد هــــر سـو
بـــه روي...
تأثيرهاي شگرف قرآن کريم

«... اگر مقروض نبودم و ترس بي سرپرست شدن همسر و فرزندانم را نداشتم، همين امروز به مدينه مي رفتم و...
نسیم کوی جـــانــــــــــان است قرآن شمیم عطر رحمان است قرآن
بود روشنـــــــگر راه ســـــــــــــــعادت چو خورشید فروزان است قرآن
به گلزارش ، خـــــزان راهــــی نـــدارد بهاران در بهاران است قرآن
صفای بوســـتـان آســــــــــمانـی است شکوه باغ رضوان است قرآن
رهـــــــــاند آدمــــــی را ،از جهـــــــــالت فروغ علم و ایمان است قرآن
طـــــــراوت بخــــش روح مؤمنیــن است به جسم عارفان ، جان است قرآن
به صدق و راستـــــی همتـــــــــــا ندارد رفیق نیک پیمان است قرآن
نهان در سیــــــنه او ، سٌر عشـق است کلید گنج عرفان است قرآن
بود معــــجز ، رســـول هاشــــــــــمی را که در شأنش ثناخوان است قرآن
طبـــــیب درد های بـــــــی دوا اوســـــت به جان خسته درمان است قرآن
تسـلی بخش دلــــــهای غمین است چراغ شام حرمان است قرآن
خلــــــــل کـــــــی ره برد بر ساحت او ؟ بنائی سخت بنیان است قرآن
در آن سامان که سامان نیست کس را پناه هر مسلمان است قرآن
بهشت شداد
عرق از سر و رويش مي باريد! تشنگي طاقتش را به انتها رسانده بود. اما از گمشده اش خبري نبود. مرد...
شكایت قرآن به خداوند
در قيامت از شما قرآن شكايت ميكند
حق مجازات شما را در قيامت ميكند
آخر اين قرآن همه وحي خداي اكبر است
آخر اين آيات روشن معجز پيغمبر است
اين كلام الله امانت از رسول اطهر است
هيچ كافر با امانت اين خيانت ميكند
در قيامت از شما قرآن شكايت ميكند
حق مجازات شما را در قيامت ميكند
روز محشر در ميان انبياء و اوليا
ميكند قرآن شكايت در بساط كبريا
من چه كردم با شما اين قسم خوارم كردهايد
پيش هر لامذهبي بياعتبارم كردهايد
در ميان كوچه پر گرد و غبارم كردهايد
هيچكس با دين و آئين اين شناعت ميكند
در قيامت از شما قرآن شكايت ميكند
حق مجازات شما را در قيامت ميكند
اي جماعت جامع احكام رباني منم
در جهان بالاترين برهان رباني منم
دفتر توحيد و دستور مسلماني منم
خلق را جز من بسوي حق كه دعوت ميكند
اشرف الدين حسيني
آدم و حوا در بهشت
در دنیا جایگاهی بسیار خوب و پردرخت و شاداب وجود داشت كه به آن بهشت دنیا میگفتند. خداوند...
سرگذشت امت حضرت صالح (قوم ثمود)
قوم ثمود مردمانی بودند که پس از قوم عاد در منطقه ای میان شام و حجاز میزیستند. حضرت صالح پیامبری بود که توسط خداوند تبارک و تعالی برای هدایت قوم ثمود برگزید...
آیات قرآن و اشعار متناسب
داستان تهمت ناروا به ماریه قبطی...!
ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با غلام خواجه خود و جریح و برخی هدایای دیگر در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه مقوقس به رسم هدیه خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرستاده شد.
قرآن بخوان …
قرآن بخوان ! تمام جهان گوش ميشود
غير از تو هر چه هست فراموش ميشود
اي شعله شگفت حقيقت ! چراغ درك
پيش تشعشعات تو خاموش ميشود
محو حراي زمزمه آسمانيات
داود هم به محض تو مدهوش ميشود
قرآن بخوان ـ صراحت جاري ! ـ كه ناي تو
جرعه به جرعه در نفسم نوش ميشود
باغيست سمت روشن انديشههاي بكر
باغي كه از شميم تو گلپوش ميشود
لب باز كن به زمزمه در اين سكوت محض
قرآن بخوان ! تمام جهان گوش ميشود
مصطفي ملك عابدي
يوسف در زندان

همراه با يوسف دو نفراز خادمان فرعون هم به زندان افتادند. پس از زماني کوتاه، هر دوي آنها خوابي عجيب ديدند و خواب خود را براي يوسف، که او را مردي نيکوکار مي دانستند، تعريف کردند. يوسف معني خوابشان را به...
بــــا ســــوره فــــاتحه بپــادار نــــمـاز
بعــــد از بقــره به آل عمــران پــرداز...
زندگی دوباره

اي قوم! الله را بپرستيد من براي رسالت خود از شما چيزي نمي خواهم. خداوند بهترين بخشندگان است مزد مرا تنها او خواهد داد. دل هاي مرم رو به تاريکي و سياهي رفته بود. گويي شيطان جايي براي تابش نور ايمان در...
| آن کــتاب زنــده قــرآن حکیـم | حکمت اولایزال است و قدیم |
| نســخــه اســرار تکوین حیات | بـی ثبات از قوتش گیرد ثبات |
| حرف او را عیب نـی تبدیل نی | آیــه اش شــرمنـده تاویل نی |
| نــــوع انــسان را پــیام آفـرین | حــامــل او رحمـت للــعالمین |
وقتی که زمزمه فرعون به جايي نرسيد
داستان بلعم بن باعورا و موسي(ع)...
شهر آتش گرفته بود. آتش از يک خانه شروع شد و به همه خانه ها رسيد. نمي توانست جلوي آتش را بگيرد. خانه همه پولدارها و سران شهر در آتش سوخت. زبانه هاي آتش وارد...